درس 16: پرسشگری
صفحه ۹۶ تا ۱۰۲ کتاب درسی
تمرین نوشتن «پرسشگری»: درستنویسی، فاصلهگذاری و بندنویسی.
به ازای هر مبحث کتاب درسی یک درسنامه: هدف درس، مسیر تدریس، اشتباههای رایج و پیشنهاد ارزشیابی. فهرست دقیقاً به ترتیب کتاب چیده شده تا اگر دارید کتاب را جلو میبرید، درس این هفته سر جای خودش باشد. خواندن همه درسنامهها رایگان است.
۱٬۱۲۱ درسنامه برای پایه اول تا ششم
۱٬۱۲۱ درسنامه
صفحه ۹۶ تا ۱۰۲ کتاب درسی
تمرین نوشتن «پرسشگری»: درستنویسی، فاصلهگذاری و بندنویسی.
صفحه ۱۰۳ تا ۱۱۰ کتاب درسی
تمرین نوشتن «مدرسهی هوشمند»: درستنویسی، فاصلهگذاری و بندنویسی.
صفحه ۸ تا ۱۳ کتاب درسی
دانهای که از روییدن میترسید — تا اینکه ریشهی درخت هلو با او حرف زد.
صفحه ۱۴ تا ۲۱ کتاب درسی
مادرِ موسی نوزادش را به نیل سپرد، و همان نوزاد بهعنوان دایه به آغوش خودش برگشت.
صفحه ۲۲ تا ۳۱ کتاب درسی
نامهنگاری مصطفیٰ با خالِدِ فلسطینی، و مسجدهایی که در سراسر دنیا شبیه هم نیستند.
صفحه ۳۲ تا ۳۹ کتاب درسی
سینا دید مادربزرگ در یک نماز ده بار به رکوع رفت — آن نماز، نماز آیات بود.
صفحه ۴۰ تا ۴۴ کتاب درسی
مردی از آزار همسایهاش شکایت برد، و پیامبر یک جمله را سه بار در مسجد اعلام کرد.
صفحه ۴۵ تا ۴۹ کتاب درسی
سفر به کاظمین: حرمی با دو گنبد طلایی، آرامگاه امام کاظم و امام جواد.
صفحه ۵۰ تا ۵۵ کتاب درسی
بطری آب از دست افتاد و حامد فهمید که بهجای وضو میشود تیمّم کرد.
صفحه ۵۶ تا ۶۳ کتاب درسی
دِعبل شاعر از مدینه به خراسان رفت تا امام رضا را ببیند، و امام دو بیت به شعرش افزود.
صفحه ۶۴ تا ۶۸ کتاب درسی
همه از ترسِ مأمون فرار کردند، جز یک کودک — و آن کودک امام جواد بود.
صفحه ۶۹ تا ۷۵ کتاب درسی
شب بعثت؛ در غار حرا، اوّلین پیام خدا رسید: بخوان!
صفحه ۷۶ تا ۸۱ کتاب درسی
ابوذر پیاده و تشنه در بیابان، آبِ باران را ننوشید و به مشک ریخت تا به سپاه برساند.
صفحه ۸۲ تا ۸۷ کتاب درسی
خانم شریفی سه پرسش ساده پرسید و کلاس فهمید که همهی بچّههای دنیا مثل آنها نیستند.
صفحه ۸۸ تا ۹۲ کتاب درسی
دفتر یادداشت پدر، نوبت دیدار خویشاوندان را تعیین میکرد — و این هفته نوبت خاله نرگس بود.
صفحه ۹۳ تا ۹۶ کتاب درسی
کوه نور از بانویی میگوید که بارها از شیب تندش بالا آمد تا برای پیامبر آب و غذا ببرد.
صفحه ۹۷ تا ۱۰۳ کتاب درسی
کسی هر شب مخفیانه مدرسه را جارو میزد، و سرایدار سه شب بیدار ماند تا بفهمد کیست.
صفحه ۱۰۴ تا ۱۰۸ کتاب درسی
دوچرخهی احسان دو روز دستِ حمید بود — و حمید یاد گرفت امانت یعنی چه.
صفحه ۱۰۹ تا ۱۱۴ کتاب درسی
آلبوم پدر باز شد و معلوم شد معلّمِ کودکیِ پدر، همسرِ معلّمِ امروزِ دختر است.
صفحه ۱۱۵ تا ۱۲۱ کتاب درسی
معلّم فیلم دوربینهای باغ پرندگان را نشان داد، و کلاس کمکم ساکت شد.
صفحه ۱۲۲ تا ۱۲۸ کتاب درسی
باغچه و گندمزار هر دو زحمت خواستند و هر دو ثمر دادند — و کارهای ما هم همینطورند.